۱۹۹- last seen a long time ago
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 0:24
نوشتن خواندن شنیده شدن ... چه معنی ای داره وقتی قرار نیست چیزی تغییر کنه ؟ من که میگم همین الانشم یه غول با شیش تا چشم دور سرش در حالیکه با دو تا دستش داره موهاشو میبافه ، با دست سوم میزنه به شونه ی رفیقش و با یه دست دیگه افق رو نشون میده و میگه : اون گوی آبی رو میبینی ؟ بنظرت چه خبره اونجا ؟ ممکنه ...
یا بقیه عجیبن یا من خلم!
-
تاریخ: 1396/3/31 ساعت: 6:39
روابط آدما رو میبینم فقط این فرضیه به ذهنم میرسه که سلول تخمِ من تو یه سفینه در فضا در حال حمل به یه سیاره ی دیگه بود که درست بالا سرِ زمین دچار نقص فنی میشه و من از سفینه پرت میشم میفتم تو شکم مامانم . +xa0نوشته شده در xa0یکشنبه بیست و هشتم خرداد ۱۳۹۶ساعتxa0xa0 توسطxa0ثمینxa0 |xa0
وقتی مرز های صمیمیت برداشته شود ، بی شک مرز های شعور هم دستخوش تغییر خواهد شد
-
تاریخ: 1396/3/31 ساعت: 6:39
وقتی بابای بچه یک ماهه مدرسش تموم شده ، مامان بچه هم امتحانای دانشگاش تموم شده ، توقع زیادیه دو هفته بچشونو نیارن خونه ی مادرجونش ؟ +xa0نوشته شده در xa0دوشنبه بیست و نهم خرداد ۱۳۹۶ساعتxa0xa0 توسطxa0ثمینxa0 |xa0
دریاچه ارومیه
-
تاریخ: 1396/3/31 ساعت: 6:39
عرضم حضورتون کهههه تحصیلات آدم ها همواره جز ملاک های اصلیِ قضاوت بنده بوده ، حالا شما* میخوای بگو من ظاهر بینم و فیلان بیسار . چرا عاقل کند تظاهر به آنچه در دل ندارد غم مخور ؟! اما مطلقاً قیافه ملاک نبوده . حالا تو** خواهی باور نکن . ----------- *شمای نوعی **توی نوعی ----------- الله وکیلی یکی شبیه
بچه داری
-
تاریخ: 1396/3/31 ساعت: 6:39
اینجا ایران . ساعت سه و نیم بامداد . دارم بچه داری میکنم ! مامان یهو دل پیچه ی شدید گرفت . اول بابا بردش درمانگاه بعد همگی بردنش بیمارستان . بچه رو سپردن دست من . در کمال تعجب ، بچه شدیداً باهام خوب بود! تازه میگفت دوسم داره ! جدیداً همش عکسشو میگفت ! باهم رقصیدیم ، شعر خوندیم ، جاشو عوض کردم ، بهش
بچه های مشاوره ، این قسمت : رضا
-
تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 4:11
اولین بار تولد مشاورِمون دیدمش . میخواستیم مشاورمونو سورپرایز کنیم . همیشه تایم های مشاوره مون جدا جدا و تو گروه های دو یا سه نفره بود . اون روز اولین بار بود که همه همزمان تو آموزشگاه بودیم . تو کلاسِ کنار اتاق مشاوره 6 تا پسر و 7-8 تا دختر جمع بودیم و تقریباً نصمون اولین بار بود که خارج از گروه تل
هر از گاهی موجی میگذرد از این حوالی
-
تاریخ: 1396/3/12 ساعت: 21:11
هر از گاهی موجی میگذرد از این حوالی فوبیام از چیزایی که زیاد ازشون سردرنمیارم این بار بهم میگه یه روز در آینده میاین میگید ثبت موقتیا رو هم خوندید . من چه عکس العملی میتونم نشون بدم ؟ خب هیچی . جدیداً آدمایی که با نمایان کردنِ نیمه ی سیاهم ناامیدشون کردم زیاد شدن ، خب شما هم میرید جزوشون . البته که
درهمیجات
-
تاریخ: 1396/3/12 ساعت: 21:11
-آزمون اصلاً خوب نبود . با آزمونِ پارسال همین موقع ها زیاد فرق نداشت . ولی چندان نگران نیستم . پارسال بیشتر نزده ها و غلط زده هام بخاطر نخوندن بود ، اما امروز بخاطر از یاد بردن ! اکثرشونو خوندم ، مرورشون زیاد طول نمی کشه ... xa0 -دوستم درصداش دو برابر منن ، بعد هی ناله میزنهxa0xa0فکر میکردم ادا در م...